تبليغاتX
داریوش مفتخر حسینی

داریوش مفتخر حسینی

یادداشت های روزانه

انار آبان

 

 

تمامِ عمرم را
بی دریغ
به دنبالِ مرگ دویده ام
خدایانِ سوخته حتا
شاهدانِ من اند
زیبا!
 زیبایِ گریز پا!
روزی
جامه ات را خواهم درید
و بر لبانت
چون انارِ آبان
زخمِ بوسه ای خواهم کاشت
بی دریغ
 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 19:2  توسط داریوش مفتخر حسینی  | 

انگشتانم...

انگشتانم
انگشتانم
گویی کتابی کهن را ورق می زنند
و در نه توی تنت
پناه می گیرند
مثل سنجاب های بازیگوش
لا به لای بوته ها
انگشتانم
می رقصند
بر کلاویه ها سفید
با آهنگ نفس هایت

انگشتانم...





+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم اسفند 1390ساعت 0:50  توسط داریوش مفتخر حسینی  | 

شاعران در یک نگاه !

 

 

یوسفعلی میرشکاک : به تلاشتان برای حل این معما ادامه بدهید و مطمئن باشید که موفق نخواهید شد !

علی معلم دامغانی : به جز ریش و موی بلند و عصا و عینک ، چیزهای دیگری نیز برای شاعر شدن لازم است که ایشان همه ی آنها را دارند ، حضرتشان کماکان در روزگار «سامانیان» زندگی می کنند !

علیرضا قزوه : این که او در دوران خاتمی اصلاح طلب بود و حالا اصولگراست یک بهتان است!  روزی سه تا غزل می نویسد و هفته ای پنج بار وبلاگش را به روز می کند ، خبر مرگ یک شاعر را به او بدهید و نیم ساعت بعد مرثیه تحویل بگیرید ! هر شاعری که نتواند به جایی برسد او را نفرین می کند !!

عبدالجبار کاکایی : این ترانه سرای بی بصیرت به آرمان های انقلاب پشت کرده است ، یا آرمانها را پشت و رو کنید یا او را !

محمد رضا عبدالملکیان : عضو هیات مدیره ی خانه ی شاعران !

محمد علی مجاهدی (پروانه) : وقتی غزلی را شروع می کند تا با تمام قافیه های موجود بیت نسازد ول کن معامله نیست ، او مانند پادشاهی ست که هر بار وارد حرمسرا می شود کل زنان حرمسرا را از جوان تا پیر مورد عنایت قرار می دهد و بعد بیرون می آید .

پرویز بیگی حبیب آبادی : ایشان سرهنگ باز نشسته ی ارتش می باشند .

سید عباس سجادی : مجموعه ی آثار ایشان بالغ بر 12 غزل می باشد .

عباس براتی پور : عمر جلسه ی هفتگی ایشان در حوزه هنری قریب به سه دهه است ، که این روزها بالغ بر سه نفر عضو شرکت کننده دارد که عبارتند از : بازرس حراست حوزه هنری ، بازرس ارزشیابی حوزه ی هنری و خود ایشان !

محمد علی بهمنی : جالب ترین نکته در مورد ایشان این است که : « گاهی دلش برای خودش تنگ می شود ! »

قربان ولیئی : طبق رساله ی ایشان سرودن غزل 4 بیتی مستحب ، 5 بیتی مباح و بیشتر از آن حرام می باشد .

حمید سبزواری : ایشان شهید زنده می باشند ، چرا که اگر خاطرتان باشد سالها پیش : « جانان من اندوه لبنان کشت او را ! »

احمد عزیزی : الان وقت مسخره بازی نیست ، دعا کنید به هوش بیاید .

ابولفضل زرویی نصرآباد : مدت هاست در معیت سبیل مبارک به ییلاق کوچ فرموده اند !

محمدرضا محمدی نیکو : فرار مغزها !

مصطفی رحماندوست : دانه های انار حضرتشان واقعا از یاقوت بود و ما نمی دانستیم !

حسین آهی : کجاست ؟!

ناصر فیض :  در خانواده ای روحانی و متدین چشم به جهان گشود ، در دوران ستمشاهی به فعالیت علیه رژیم پهلوی پرداخت و فورا دستگیر شد ، پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی وارد سپاه پاسداران شد اما هر کاری کردند به جبهه های حق علیه باطل نشتافت ، ادامه برنامه را می توانید در تقاطع حافظ و سمیه – طبقه ی سوم مشاهده فرمایید .

ساعد باقری : آخرین شعرش را در زمان نخست وزیری مهندس موسوی سروده است !

سهیل محمودی : به اضافه ی علیرضا افتخاری و صدای بلبل و تصویر چمن و درخت و گل = بزن اون کانال !

سعید بیابانکی : راهنمای چپ می زند و به راست می پیچد ، گوشش به حرف کسی بدهکار نیست و کار خودش را می کند ،  ریزش موهای این شاعر مدتی ست متوقف شده است که پزشکان علت آن را «اتمام موجودی مو » عنوان کرده اند ، حال عمومی او رضایت بخش است ، کلیه ی شایعات در مورد ایشان تکذیب می شود .

خلیل جوادی : بولوتوس سرای معاصر با موهای طبیعی !

مرتضی امیری اسفندقه : ... من رای داده ام به تو و می دهم هنوز !!!

 

 

ادامه دارد ان شاء الله...

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

بعد التحریر : شاعران محترم ! دوستان سابق و لاحق ! لطفا مرنجید !

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آبان 1390ساعت 2:37  توسط داریوش مفتخر حسینی  | 

اسفندیار رحیم مشایی کشته شد .

اسفندیار رحیم مشایی کشته شد .

 

 

گزارش اولیه واحد مرکزی خبر :

اسفندیار رحیم مشایی رئیس دفتر رئیس جمهور که سالها زیر تیغ انتقادات کوبنده بخش عمده ای از بدنه نظام و اصولگرایان قرار داشت دیشب و در هنگام بازگشت از یک جلسه انحرافی توسط اشخاص ناشناس و از ناحیه چشم چپ مورد اصابت «تیر گز» قرار گرفته و کشته شد .

بنا به گزارش های رسیده وی به علت شدت جراحت وارده پیش از رسیدن به بیمارستان و حتی پیش از اصابت تیر در گذشته بود ، درحاشیه ، یک مقام امنیتی که خواست چیزی فاش نشود چیزی نگفت.

 

شرایط عمومی احمدی نژاد :

چندی پیش دکتر سعید حدادیان متخصص عورتولوژی فاش کرد که رحیم مشایی عورت احمدی نژاد می باشد ، لذا در پی ترور رحیم مشایی که مترادف با قطع عورت احمدی نژاد می باشد ، رئیس جمهور در بخش عورت بیمارستان آغا محمد خان بستری شد ، پزشکان عنوان کردند که وی کاهش وزن اندکی داشته و حال عمومی وی را توصیف کردند ، یک مقام امنیتی دیگر حاضر در محل هم چیزی نگفت .

 

اطلاعیه دفتر حاج منصور ارضی :

در پی امتثال امر حاج منصور ارضی – ذاکر اهل بیت – توسط ضارب یا ضاربین رحیم مشایی ... به اطلاع می رساند که این دفتر حسب الامر حاج آقا آماده پرداخت پول وعده داده شده بوده به ضارب یا ضاربین می باشد لذا ضارب یا ضاربین مراجعه کنند ، سوژه واجب القتل بعدی به همراه مبلغ قابل پرداخت به ضارب یا ضاربین در اطلاعیه های بعدی به اطلاع عموم خواهد رسید.

(لازم به توضیح است که چندی پیش حاج منصور ارضی با یهودی خواندن رحیم مشایی خواستار حذف فیزیکی او شده و پرداخت پول به مجری این حکم را متقبل شده بود .)

 

اطلاعیه بیت حاج اسفندیار مشائی :

 

                                             هو الباغی (!)

اسفندیار چون به چمن می دهد  صفا            گلچین روزگار امانش نمی دهد

 

با قلبی مالامال به اطلاع عموم می رساند که بالاخره

 

                                       شهید حاج اسفندیار رحیم مشائی

                                                (بزرگ خاندان انحرافی )

                     توسط ضارب یا ضاربین به هپروت اعلی پیوست . لذا مراسمی در کنیسه شائول    

                     مقدس برگزار خواهد شد .

                      وسیله ایاب و ذهاب صرف امور خیریه شد .

                   فامیل های وابسته :

                    رحیمی ، مشایی ، مش رحیم ، رحیم مشدی ، مشا رحمی و کلیه فامیل های منحرف

                                         چاپخانه عدالت میدان بهارستان

 

ساخت فیلمی از زندگی رحیم مشایی :

مسعود ده نمکی اخراجی ها ساز معاصر ساخت فیلم اخراجی های چهار را با موضوع زندگی و مرگ رحیم مشایی کلید زد ، بنا به گزارش های واصله مذاکرات با بازیگر مشهور انگلیسی روان اتکینسون (مستربین) برای بازی در نقش رحیم مشایی آغاز شده است .

 

 

کاهش بیکاری با درگذشت مرحوم مشایی :

معاون وزیر کار اعلام کرد که با توجه به اینکه مرحوم مشایی به سبب توانمندیهای حیرت آور به تنهایی حدود بیست و پنج شغل را در اختیار داشتند ، با درگذشت ایشان بیست و پنج فرصت شغلی ایجاد شده است که احتمالا مشکل بیکاری آقای غلامحسین الهام را مرتفع خواهد کرد .

 

ادامه دارد...

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم شهریور 1390ساعت 2:30  توسط داریوش مفتخر حسینی  | 

زاینده رود

1- اصفهان زادگاه من است و اگرچه سالهاست مقیم جناب پایتخت بی در و پیکرم ، هرگز نخواسته ام و نتوانسته ام مهر این شهر را از دل بیرون کنم و کماکان حال و هوای این شهر مرا به یاد سالهای کودکی و نوجوانی می اندازد ،  من در اصفهان به دنیا آمده ام ، در اصفهان بالیده ام و مثل تمام بچه های این شهر پا به پای زاینده رود عاشقی کرده ام ، گریسته ام ، خندیده ام .

2- زاینده رود مدتهاست که خشک است ، خشکِ خشک .

3- چرا ؟ هرکسی حرفی می زند ، پاسخی می دهد و من هنوز نمی دانم و خیلی ها هنوز نمی دانند واقعیت چیست ؟

4- و به راستی چه اهمیتی دارد که چرا ...؟  زاینده رود حالا «مرده رود» است و آنچه از قرائن بر می آید این است که در آینده ی نزدیک هم حیات مجدد نخواهد یافت ، این نکته ای ست که اهمیت دارد .

5- نکته ی مهم دیگری هم اما هست و آن اینکه تا امروز مطالبه عمومی و آشکاری برای حل مشکل زاینده رود شکل نگرفته است ، بعید می دانم که در اصفهان کسی باشد و خواستار احیای زاینده رود نباشد و نمی دانم که چرا هیچ کس آنگونه که شاید سخنی نمی گوید .

6- زنده رود را زنده خواستن نه مصداق محاربه است و نه اقدام علیه امنیت ملی ، وانگهی این مطالبه صرفا یک مطالبه ی شهروندی و اجتماعی ست ، نه سیاسی . پس این کار و اساسا این جور کارها ملاحظه و محافظه بر نمی دارد ، من یقین دارم که مقامات عالی نظام به خواسته ی معقول و منطقی مردم اصفهان نگاهی مثبت دارند و بازگشایی زاینده رود خواست ایشان نیز هست ، در این حیص و بیص پاره ای مشکلات مدیریتی و ناهماهنگی های اداری و عمرانی حل این مشکل را به تعویق انداخته تا فردایی نامعلوم . و البته عدم وجود مطالبه ی جدی و ساماندهی شده ی مردمی تا حدودی انگیزه های مدیران مسوول را کاهش داده است ، زاینده رود حق قدیم مردم اصفهان و مطالبه ی این حق وظیفه ی حادث آنهاست.

7- خشکی زاینده رود تبعات سهمگین بسیاری دارد که یافتن و نگاشتن تمامی آنها به آسانی شدنی نیست ، از جمله :

    -  تاثیر مخرب ِمشهود و مستقیم بر آب و هوای اصفهان و حومه ی آن.

    - نابودی کشاورزی حومه ی اصفهان و وارد آوردن لطمه های جبران ناپذیر اقتصادی و اجتماعی و خانوادگی بر کشاورزان.

    - تاثیر منفی بر صنعت توریسم و کاهش جذابیت های توریستی و اصفهان و تبعات اقتصادی و اجتماعی ناشی از آن.

    - افزایش محسوس بیماری های روحی و روانی و افسردگی در اهالی حاشیه ی این رود.

    - از بین بردن اکوسیستم های طبیعی متعدد و از جمله تالاب گاوخونی که یکی از جلوه های طبیعی منحصر به فرد دنیاست.

    - ایراد لطمات جبران ناپذیر بر پل های باستانی زاینده رود ، پل هایی که جلوه های درخشان معماری ایرانی اند و با توجه به مصالح به کار رفته در ساختمان آنها ، تنها در صورتی استواری خود را حفظ خواهند کرد که پایه های آنها در آب باشند .

    - از دست رفتن ده ها فرصت شغلی که با جریان داشتن آب می توانند محلی از اعراب داشته باشند مانند امکانات تفریحی حاشیه ی رودخانه.

    - بوجود آمدن ذهنیت سوء نسبت به درایت و کفایت مقامات محلی در اذهان مردم .

    - و ...

8- الغرض ! ما (من و بسیاری از دوستان همدل) عزم آن داریم تا از تمام توان و ظرفیت های اصفهان و اهالی آن استفاده کنیم تا مشکل زاینده رود یک بار برای همیشه حل شود ، گروهی در حال تشکیل و تشکل است تا بتواند زیبایی و طراوت را به اصفهان برگرداند .

9- به ما بپیوندید ، ما را یاری کنید که بدون یاری شما اینکار شدنی نیست .

۱۰- آدرس ما در بلاگفا : زنده رود

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مرداد 1390ساعت 14:53  توسط داریوش مفتخر حسینی  | 

چهارراه سبک ها

قبل التحریر : این مطلب در تاریخ هشتم اردیبهشت ماه جلالی در روزنامه ی جام جم به چاپ رسید و البته با وجود این که نسخه ی تایپ شده ی آن در اختیار جام جم قرار گرفته بود ، کما فی السابق خالی از غلط و غولوط نبود.

 

 

چهارراه سبک ها

نگاهی به «گوشه ای در اصفهان» سروده ی جواد زهتاب شاعر جوان اصفهانی

 

نمودي مركب از طرح و رنگ و تقارن، جلوه اي از كاشي و كاهگل و پيچ و تاب خط شكسته، طرح جلد كتابي است كه حتي اگر نامش را نخواني مي تواني حدس بزني كه خالقش دل در گرو ميراث هنگفت اسلاف خويش (1) دارد و نگاهي تمام به ادبيات كهن پارسي.

« گوشه اي در اصفهان » نام مجموعه اي از شعرهاي شاعر جوان روزگارمان جواد زهتاب است كه 40 غزل او را در بر مي گيرد و توسط « دفتر شعر جوان » روانه بازار كتاب شده است.

« گوشه اي در اصفهان » كل يكپارچه اي است؛ از طرح جلد گرفته تا ساخت و زبان و مضمون و محتوا و حتي تعداد اشعار، كل يكپارچه اي كه از صدر تا ذيل از عناصر و مصالح معروف شعر پارسي و نه فارسي ساخته شده است، غزلي ازغزل هاي كتاب گويي حاكي از تعلق و دلبستگيِ شاعر به اين عوالم و عرصات است:

وقتي تو بودي كنارم با هر هياهو نرفتم

فكر ضمير تو بودم با هر من و او نرفتم

خورشيد را مي ستودم مشتاق سوسو نبودم

يك ذره اين سو نماندم يك ذره آن سو نرفتم  غزل 33

كم نيستند كساني كه گويي يكسر در گذشته مي زيند و مي نويسند بي آن كه هرگز اقبال مخاطب را درك كنند، شاعراين مجموعه اما مخاطب دارد وا ين بدان معناست كه علاوه بر قريحه و قدرت شاعري وجوه ديگري بر شعر او مترتب است كه اسباب اين تمايز و تشخص است ، رويكرد جواد زهتاب به شعر كهن رويكردي يكسر تقليدي و مكانيكي نيست كه محصول آن آثاري از آن گونه كه في المثل در دربار فتحعلي شاه قاجار توليد مي شد، باشد. رويكرد او رويكردي داراي شعور، تمييز و قدرت انتخاب است، غزل او از سبك خراساني چيزي در خود دارد ، از سبك عراقي هم، رنگي از شعبده شاعران سبك هندي نيز آن را آراسته است و بي چرا نيست اگر غزل او كه به ظاهر تماما وامدار سنت است سنتي نيست و چيزي تازه تر هم دارد، شايد بشود اين گونه گفت كه غزل هاي « گوشه اي در اصفهان » ساخت و ريخت عراقي دارند و جميع ظرافت هاي زباني درخشان اين سبك را مد نظر دارند تا آنجا كه بتوانند گهگاه به مرزهاي شعر سهل ممتنع نزديك شوند:

چنان سيلي كه مي پيچد به هم آبادي ما را

غمِ تو مي برد با خود، تمام شادي ما را

به اين اميد مي گردم مگر خاك رهت گردم

كه دامانت برانگيزد غبار وادي ما را  غزل 22

رواني و روشني اين غزل ها حاصل همين تاثيرپذيري از سبك عراقي است و البته رسيدن به اين پايه و مايه در زبان كار چندان ساده اي نيست و بي آگاهي و تمرين و تداوم و تكرار و تنها با در نظر داشتن الگويي در خور نمي توان به آن رسيد.

شعر جواد زهتاب از سبك خراساني كه تلفيقي از فخامت و صلابت و سركشي و حاصل اولين كشف و كوشش هاي شاعران پارسي زبان است نيز اثرپذيري دارد، شعر خراساني مجال و ماوايي درخور براي طبيعت دارد چرا كه شاعران در نخستين جستجوهاي خويش آفاق را درمي يابند و شعر آنها نيز حاصل همين جستجوهاست و اين سير آنجا به شعرعراقي مي پيوندد كه سير انفس از راه مي رسد و شاعران به انتزاع رو مي كنند.

با وجود اين كه غزل هاي  « گوشه اي درا صفهان » ساخت عراقي دارند به محتواي شعر عراقي بسنده نكرده اند و از اين روست كه طبيعت، جلوه ها، عناصر و زيبايي هاي آن حضوري چشمگير در اين غزل ها دارند:

آشفته تر از پيش به ساحل زده امشب

دريا همه جان است و به لب آمده امشب  غزل 6

آهوي وحشي ام، بيابانت كو كه خواهم دوم به دامانت

اي كه مي آيد از گريبانت بوي گلپونه هاي صحرايي  غزل 25

آن شاخه مريم كه به دستان تو گل كرد

فرجام خوش فصل زمستاني من شد  غزل 26

برقي به چشم هاي تو داد و دلي به من

انگار زير صاعقه اي خرمن آفريد  غزل 28

حتي اگر در دل موج، من با تو مي آيم اي رود !

من با تو دريا به دريا، من با تو كشتي به كشتي  غزل 33

بروز و ظهور طبيعت در شعر،از مهم ترين مشخصه هاي سبك خراساني و از مهم ترين وجوه مميزه اش از سبك هاي ديگري چون عراقي و هندي ست، شاعر مجموعه « گوشه اي در اصفهان » از يك سو  خودآگاه يا ناخودآگاه  مي پندارد كه شعر امروز نمي تواند فارغ از تصوير بماند و به انتزاعيات بسنده كند و از سوي ديگر درمي يابد كه درخشان ترين و به اصطلاح شسته و رفته ترين زبان پيشنهادي شاعران در هزاره ی گذشته زبان سبك عراقي است پس دست به تلفيق مي زند و عنصري از عناصر دروني يك سبك را وارد ساخت سبك ديگر مي كند و البته اين انتهاي كار نيست سبك هندي نيز بايد به كمك بيايد تا او يك قدم ديگر به ماواي ايده آل خود در شعر نزديك شود:

دهان به خنده گشودي و باغ، حيران شد

كه من هر آينه بوسيدمت در آينه ها  غزل 5

آب از سرش آنقدر گذشته است كه انگار

موج از پي موج آمده با عربده امشب  غزل 6

ظرافت ها، تعقيدها و لف و نشرهاي معنايي سبك هندي براي شاعر آنقدر جذابيت دارد كه جايي هم براي آنها درشعرش باز كند و تصوير ساخته شده از تلفيق سبك هاي عراقي و هندي را با آنها بيارايد و البته مي داند كه استفاده مكرر و مضاعف از عناصر پيچيده اين سبك مي تواند منجر به خلق تصويري ناهمگون با ساير اجزاي شعر شود پس گهگاه و به تناسب نوعي از « هندي عراقي شده » را به كار مي گيرد.اما آنچه در آغاز در باب تعلق خاطر شاعر به شعر كهن آمد به معناي بيگانگي او با نوآوري هاي نيم قرن اخير در ساحت غزل نيست ، او به نوآوري نيز مي انديشد و مي پردازد و اين عنايت و اشتغال چهارمين ميراثي است كه از حافظه ی ادب پارسي برده است، اگرچه او در نوآوري محتاط و محافظه كار است و بيشتر حول و حوش افق هايي مي پرد كه پيش از اين توسط ديگراني تجربه شده است ولي تجربه هاي او خالي از تشخص و نشانه هاي آشناي شعرش نيست:

اي خاطره انگيزتر از عطر و تبسم

چون وسوسه مي آيي از كوچه گندم  غزل 8

سه حرف قشنگ  اولين حرف ها

كه عشق است و زيباترين حرف ها  غزل 12

رد مي شود ز كوچه بي تابي ام هنوز

مي تابد از دريچه به بي خوابي ام هنوز  غزل 35

اگر به اين قائل باشيم كه مفاهيمي چون « عصر » و « معاصر » نيازمند تعريفي دوباره و ديگرگونه و يا دست كم  جامع ترند بايد يكي از بايسته هاي شعر معاصر را دغدغه انسان معاصر بدانيم شعري كه تنها صورتي معاصر دارد ازعصر، رنگي برگرفته است، شعر معاصر بايد جاني معاصر داشته باشد و به عصر نگاهي فراتر از تقويم ها بيندازد، شعر معاصر اگر زبان حال انسان معاصر  خواه انسان مدرن و پست مدرن، خواه انسان دوران گذار و گرفتار بين سنت و مدرنيته و خواه انسان سنتي محصور در قفس مدرنيته نباشد شعر تاريخ گذشته اي است كه تنها به زبان روز ترجمه شده است ، « گوشه اي در اصفهان » از صداي انسان معاصر تهي نيست حتي اگر رنگي كهن داشته باشد:

نه سزاوار جهنم نه خريدار بهشتم

برزخي بود سرشتم ؛ نه منزه نه پليدم  غزل 1

در اين زمانه كه شعرم تهي ز حادثه است

خوش آمدي به غزل، عشق اتفاقي من  غزل 10

شوقي براي پرسه هاي آشنايي نيست

دستي تمام سيب ها را چيده است اينجا  غزل 17

از ديگر ويژگي هاي غزل هاي اين كتاب حضور پررنگ مولفه هاي بومي است و استقلال معنايي ابيات و همين طورتوجه به معماري و هندسه كلمات كه البته 2 مورد اخير از تبعات ساخت عراقي آنهاست و نمونه هاي پيشتر آمده برآنها نيز دلالت دارد.و اما رويكرد غالبا سنتي شاعر تبعاتي نه چندان مطلوب راهم به همراه دارد كه چشمگيرترين آنها افراط در استفاده از تلميح وارجاع مكرر و بعضا ملال آور به داستان ها،اسطوره ها و تناسبات كهن است، ماه و پلنگ، يوسف و يعقوب و چاه ونارنج و زليخا، آدم و حوا و سيب و گندم و هبوط و...:

اي خاطره انگيزتر از عطر و تبسم

چون وسوسه مي آيي از كوچه گندم  غزل 8

اگر كه سيب است اگر كه گندم اگر كه بوسه اگر تبسم

براي گل كردن تغزل بهانه بايد بهانه باشد  غزل 11

در پيش پايم نهادي از سيب هاي بهشتي

تا من هوايي بمانم يك دشت گندم نوشتي  غزل 33

در پايان يادآوري يك نكته : كه شاعر - جواد زهتاب – هيچ اصراري براي استفاده از تمام قافيه هايي كه در دايره ی جغرافياي واژگانش وجود دارد، ندارد و غزل را همانجا كه حرفش تمام مي شود مي بندد و اين واقع بيني هرجا كه اتفاق بيفتد مانع خلق ابيات سست خواهد شد به نفع شعر و به نفع شاعر(2).

                                                        

بعد التحریر :

(1)   : روزنامه ی مبارکه ی جام جم « اسلاف خویش » را به « اسلام خویش » تبدیل و چاپ کرده است البته حالا که قرار است همه چیز اسلامی باشد اشکالی ندارد اگر مال ما را نیز اسلامی کنند ولی بدک نبود اگر نمونه خوانان و مصححان این روزنامه اندکی در این اندیشه می کردند که اصولا « اسلام خویش » در آن جمله چه معنایی می تواند داشته باشد ؟

(2)   : من هیچ کاره حسن نوشته ام : « اين واقع بيني هرجا كه اتفاق بيفتد مانع خلق ابيات سست خواهد شد به نفع شعر و به نفع شاعر » و آقای جام جم یک قلاده «است» به آخر جمله افزوده اند و به خیال خود از جمله رفع ایراد فرموده اند !

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1390ساعت 6:12  توسط داریوش مفتخر حسینی  | 

مناجات سال نو

 

1- پروردگارا ! «حول حالنا الی احسن الحال»

( اگه نمیشه دست کم «حول حالنا الی حالی از این بهتر !» )

2-ای خدای بزرگ ! از آنجایی که مشکلات کشور ما تقریبا حل شده و نقص و ناکامی خاصی باقی نمانده است ، لطفی کن و شرایطی را فراهم آر تا در سال جدید حضرت آقای دکتر احمدی نژاد زید عزه و تیم زبده ی همراهشان برای حل مشکلات سایر کشورهای جهان به جایی دیگر ، کشوری دیگر نقل مکان کنند تا آن بندگان خدا نیز از برکات این مجموعه ی شگفت بهره مند گردند . ما نیز قول می دهیم که این مسائل و مشکلات ناچیز باقی مانده را خودمان حل کنیم ان شاء الله


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اسفند 1389ساعت 14:49  توسط داریوش مفتخر حسینی  | 

نوشابه ای برای یک شاعر

   

1- به همین سادگی ! مدتهاست که هیچ اتفاقی نمی افتد ، البته نه در عالم سیاست که اتفاقات خوب و بدش به یک اندازه مضحک اند و مشمئز کننده ، که در عالم شعر ، شعر ایران ، شعر پارسی . آری ! کتاب های شعر زیادی چپ و راست چاپ می شوند ، برنامه های تلویزیونی و رادیویی - بلا نسبت- شاعرانه  تهیه می شوند (روح سهیل محمودی شاد باد !) ، کنگره های کلفت با بودجه های هنگفت برگزار می شود و همیان های زر توزیع می شوند بین جماعت شعرا و البته اوج این نمایش های شرم آور هم جشنواره ی شعر فجر است که اگر تا کنون علیرضای قزوه - مبدع جشنواره ی شعر فجر - را به توبه نکشانده باشد، به زودی خواهد کشاند . نوع سوء استفاده ی حکومت از شاعران یادآور استثمار دخترکان اوکراینی و تاجیک توسط تهیه کنندگان فیلم های پورنو در اروپا و آمریکاست ؛ العیاذ بالله

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اسفند 1389ساعت 14:44  توسط داریوش مفتخر حسینی  | 

آدم برفی

 

« دو تا تیکه زغال و

یه شال گردن و

یه هویج

اگه توی باغچه افتاده باشه

یعنی بهار اومده »

                          


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهارم دی 1389ساعت 1:33  توسط داریوش مفتخر حسینی  | 

حمله عناصر مشکوک به خانه ی مهدی کروبی و بقیه ی ماجرا

 

1- چند روز پیش حدود یکصد عنصر مشکوک و از خدا بی خبر خانه ی مهدی کروبی (از سران فتنه و عامل استکبار و شیخ بیسواد و گیرنده پول از شهرام جزایری و معاند و محارب و برانداز و غیره) را محاصره کردند و ضمن حمله به مجتمعی که او در آن ساکن است مانع از حضور پرشور او در راهپیمایی روز قدس شدند .

2- نیروهای امنیتی که پشه را در هوا نعل و عبدالمالک ریگی را توی هواپیما خفت می کنند ؛ چند روز بعد آنها را دستگیر کرده و تحویل مقامات قضایی دادند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389ساعت 17:9  توسط داریوش مفتخر حسینی  |